انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و حقوق بشر ایران                                                                                       بازگشت به صفحه اصلی

جان دو زندانی سیاسی بر اثر اعتصاب غذا در زندان گوهردشت کرج در خطر است

بر اساس گزارش فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، زندگی دو زندانی سیاسی که در زندان گوهردشت کرج دست به اعتصاب غذا زده اند با خطر جدی روبروست.
دکتر "مصطفی علوی" از 45 روز قبل در اعتراض به عدم درمان بیماریهایش و همچنین شرایط غیر انسانی دست به اعتصاب غذا زده و در وضعیت وخیم جسمی به سر می برد.
"ارژنگ داوودی" دیگر زندانی سیاسی نیز بیش از 38 روز است که در اعتصاب غذا به سر می برد و وضعیت جسمی وی نیز وخیم است.
همزمان نیز مسئولین زندان گوهردشت فشارهای شدیدی را به زندانیان سیاسی این زندان وارد آورده و گفته می شود که مدتی است اجازه ملاقات به زندانیان سیاسی داده نمی شود.




دختر نوجوانی اهل مهاباد با نام "گلاویژ سلطان نیا" که همراه با خانواده اش در یکی از کوره های آجرپزی همدان مشغول کار بود، بر اثر اذیت و آزار کارفرما دست به خودسوزی زده است.
"گلاویژ سلطان نیا" که در یک کارگاه آجر پزی در شهر همدان مشغول کار بود، زمانی که پدرش برای امور شخصی به مهاباد بازمی گردد به همراه خواهرش در کارگاه به کار ادامه می دهد، اما از سوی صاحب کارگاه با نام"ابراهیم الیاسی" مورد اذیت و آزار قرار میگیرد.
سرانجام "گلاویژ سلطان نیا " بر اثر فشارهای روحی ناشی از اذیت و آزار کارفرما، دست به خودسوزی زده و پس از 18 ساعت در بیمارستان جانش را از دست می دهد.






"حبیب طهماسبی"، از فعالان سیاسی و مدنی شهر دهگلان پس از 7 ماه بازداشت به صورت موقت از زندان آزاد شده است.
"حبیب طهماسبی"، که به اتهام برگزاری مراسم روز جهانی صلح در آبان ماه سال 86 بازداشت شده و به زندان همدان انتقال یافته بود، تحت شدیدترین شکنجه ها قرار گرفته و چند روز قبل از آزادیش دست به اعتصاب غذا زده بود.



"پرویز خورشید"، یکی از وکلای مدافع "منصور اسانلو" رئیس هئیت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه در گفتگو با رادیو "فردا" در مورد آخرین وضعیت پرونده موکلش، گفت: من و آقای دکتر "مولایی"، به اتفاق، وکیل آقای اسانلو هستیم، ولی رأی صادره و رأی تجدید نظر به من ابلاغ نشده است و من در لایحه تجدید نظر او نقشی نداشتم، زیرا دادنامه را ندیدم. در حالی که طبق قانون، باید رأی دادگاه به وکیل ابلاغ شود. مورد دوم این که آقای اسانلو در زندان به سر می برد و از ملاقات با وکیل خود محروم است.
"پرویز خورشید"، همچنین گفت: من و دکتر مولایی تصمیم داریم موارد نقض پرونده را به مقامات بالای قضایی توضیح دهیم و استدلال قانونی کنیم. برای این کار لازم است به زندان برویم و از آقای "اسانلو" وکالت نامه جدید بگیریم، اما هنوز موفق نشده ایم که او را در زندان ملاقات کنیم.
"منصور اسانلو" که تیرماه سال گذشته بازداشت شد، به اقدام علیه امنیت ملی متهم و به 5 سال زندان محکوم شده است.



بیش از 2 هزار نفر از مردم شهرهای مختلف ایران با امضای طوماری خطاب به دستگاه قضایی رژیم جمهوری اسلامی، نسبت به صدور حکم غیر انسانی اعدام برای "فرزاد کمانگر" اعتراض کرده و خواستار آزادی فوری وی شده اند.
در این طومار که به امضای جمعهای از مردم شهرهای شیراز، بندرعباس، سنندج، کامیاران و اهواز رسیده، آمده است: ما امضاء کنندگان بدینوسیله حمایت بیدریغ خود را از آزادی معلم دلسوز و دربند "فرزاد کمانگر" اعلام مینمائیم و خواستار بازنگری حکم نامبرده فارغ از هرگونه مرزبندی سیاسی و آزادی بی قید و شرط او میباشیم. امید است حمایت گسترده مردمی که فارغ از هرگونه مرزبندی سیاسی و تنها بر اساس اصول انسانی صورت میگیرد سندی بر محبوبیت و مشروعیت "فرزاد کمانگر" به عنوان مدافع بیدریغ حقوق انسانها باشد.



فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از زندان قرون وسطائی گوهرداشت کرج، زندانیان سیاسی در بندهای مختلف این زندان تحت شرایط غیر انسانی و طاقت فرسای قرار دارند.در حال حاضر 2 زندانی سیاسی در بند 4 و 6 این زندان در اعتصاب غذای طولانی بسر می برندو جان آنها در معرض خطر جدی قرار دارد و یک زندانی سیاسی دیگر چندین هفته است که در سلولهای انفرادی تحت شکنجه های وحشیانه قرار دارد. سایر زندانیان در بندهای مختلف با سرکوبهای وحشیانه با طرق مختلف مواجه هستند.
دکتر مصطفی علوی پژوهشگر زندانی 45 روز است که در اعتصاب غذا بسر می برد.آقای علوی در اعتراض به عدم درمان و شرایط غیر انسانی وادار به اعتصاب غذا شده است. او در روزهای اخیر دچار خونریزی معده شده است و شرایط جسمی اش وخیم می باشد و در معرض خطر جدی قرار دارد. روز دوشنبه 13 خرداد ماه علیرغم شرایط وخیم جسمی به دستور فردی بنام میثم از بازجویان وزارت اطلاعات که بازجوی ایشان است به شعبه 2 امنیت که رئیس آن فردی بنام موسوی برده شد. هنگام انتقال به دادگاه انقلاب بدستور حاج کاظم رئیس زندان و علی محمدی معاون زندان برای تحقیر کردنش به او پابند و دست بند زدند .آقای علوی بخاطر بیماریهای متعدد و اعتصاب غذای طولانی به سختی قادر به نشستن بود.بازجو میثم ، موسوی رئیس شعبه 2 امنیت و ضرغامی معاون وی با رفتاری تهدید آمیز و غیر انسانی با او برخورد می کردند.آنها او را تهدید کردند که بعد از تعطیلات اقداماتی شدیدتری را علیه او بکار خواهند برد. و حضور بازجو میثم در دادگاه انقلاب حاکی از فشارهای بیشتر علیه اوست.
مهندس ارژنک داودی 48 روز است که در اعتصاب غذا بسر می برد. آقای داودی در اعتراض به موارد زیرواداربه اعتصاب غذا شده است. اعلام کتبی حکم به خود و وکلایش/ مصادره غیر قانونی اموال ایشان/ عدم درمان/و پایان دادن به فشارها و رفتار غیر انسانی.آقای ارژنک داودی روز دوشنبه به حفاظت واطلاعات زندان برده شد و توسط نوید خدیوی رئیس حفاظت و اطلاعات زندان او را مورد تهدید و اذیت و ازار قرار داد. خدیوی آقای داودی را تهدید کرده است که در صورت پایان ندادن به اعتصاب غذا او را به نقطه نامعلومی منتقل خواهد کرد. از روز دوشنبه ارتباط او با خانواده اش قطع گردیده، خانواده آقای داودی یکی از دلایل قطع شدن ارتباطش با خانواده وخیم شدن وضعیت جسمی او می دانند . آنها از روز گذشته تا به حال در شرایطی سخت و نگرانی فزاینده ای بسر می برند.
آقای بهروز جاوید طهرانی تنها زندانی بازمانده از قیام دانشجویان در 18 تبر 1378 چنین هفته است که به سلولهای انفرادی بند 1 زندان گوهرداشت منتقل گردیده است. هم بندیانش او را در تاریخ 2 خرداد ماه در بهداری زندان و در حالی که 2 پاسدار زیر بغالش را گرفته بودند و در اثر شکنجه چهره و گردن او بشدت زخمی شده بود و خون از زخمهایش جاری بود دیده بودند. اقدامات فوق به دستور فردی بنام سعید شیخان از سر بازجویان وزارت اطلاعات و با هماهنگی با حسن زارع دهنوی صورت گرفته واجرا کنندگان دستورات فوق( انتقال به سلول انفرادی شکنجه های وحشیانه) توسط حاج کاظم رئیس زندان علی محمدی معاون زندان ، خدیوی رئیس حفاظت واطلاعات زندان و محمود مغنیان رئیس بند هستند.
از طرفی دیگر چند ماه است که ملاقاتهای حضوری زندانیان سیاسی بند 4 زندان گوهرداشت توسط حاج کاظم رئیس زندان و آخریان رئیس بند قطع گردیده است. و وسائل مورد نیاز زندانیان سیاسی که توسط خانواده های آنها با هزینه های زیاد تامین می شود یا تحویل گرفته نمی شود و یا از خانواده ها گرفته می شود ولی به زندانی تحویل داده نمی شود. وسائلی که اخیران مادره سالخورده آقای منصور رادپور برای او آورده بودند از تحویل گرفتن آنها خوداری کردند و وسائل مورد نیاز آقایان اصغر و حمید بنازاده را توسط زندانبانان تحویل گرفته شد ولی از تحویل این وسائی به آنها خوداری می کنند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،نسبت به جان 2 زندانی در حال اعتصاب و یک زندانی که تحت شکنجه در سلولهای انفرادی است هشدار میدهد جان آنها در معرض خطر جدی است و از تمامی سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات فوری برای نجات جان این زندانیان است. تا به حال چندین زندانی به طرق مختلف در زندانهای ایران به قتل رسیده اند.
15 خرداد 1387 برابر با 4 ژون 2008
به سازمانهای زیر ارسال گردید:کمیساریای عالی حقوق بشر خانم لوئیز آربورکمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا سازمان عفو بین المللسازمان دیدبان حقوق بشر



فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از زندان دستگرد اصفهان ، فشارها و اذیت وآذارها بر زندانیان رو به افزایش گذشته است. روز یکشنبه پنج خرداد ماه 2 تن از زندانیان به نامهای علی مولائی 16 ساله و از سن 12 سالگی در این زندان بسر می برد و آقای مجید گل پایی 21 ساله از بند و از کنار دوستانشان برای تحت فشار قرار دادن آنها به بند قرنطینه (بازداشتگاه) منتقل کردند. در این بند به وفور مواد مخدر وجود دارد و تقریبا روزانه 200 الی 300 نفر وارد و خارج می شوند. نوجوانان و جوانان در این بند هیچگونه امنیتی ندارند و توسط زندانبانان برای در هم شکست آنها علاوه بر ضرب و شتم مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند که این شیوه به دستور بابائی رئیس زندان و حسینیان رئیس بند می باشد.یکی از زندانیان در اعتراض به این گونه اعمال پلید و غیر انسانی به رئیس زندان بابائی شکایت کرده بود که او در جواب این زندانی چنین می گویید: این کار خیلی عادی است.هم بندیان این 2 زندانی در اعتراض به سرکوب و انتفال هم بندیانشان به بند بازداشتگاه که دارای شرایط غیر انسانی است، به رئیس زندان اطلاع داده اند که اگر در اسرع وقت آنها به بند خود بازگردانده نشوند دست به اعتراضاتی خواهند زد که این اعتراضات مورد حمایت سایر زندانیان این بند و سایر بندها شده است.
از طرفی دیگر در طی چند هفته اخیر جیره غذائی زندانیان به لحاظ کمی و کیفیتی تا حد زیادی کاهش یافته، و زندانیان ناچار به مصرف آب آلوده هستند. اخیر برنج رااز جیره غذایی زندانیان تا حد زیادی کاهش داده اند و کیفیت غذایی زندان بسیار پایین است که زندانیان قادر به مصرف آن نیستند و بدین دلیل اکثر زندانیان دچار سوء تغذیه هستند و در مقابل بیماریها آسیب پذیر می باشند. همچنین مدتها ست که زندانیان ناچارند آب تصفیه نشده و آلوده به مواد نفتی را مصرف نمایند ، در روزهای اخیر آب، شبکه آبرسانی زندان به طور کامل قطع شده است و زندانیان مجبور به مصرف آب آلوده چاههای که در زندان حفر شده است هستند.تا به حال در اثر نوشیدن آب غیر بهداشتی تعدادی زیادی از زندانیان دچار بیماریهای گوارشی شده اند.
تعداد زندانیان که در بندها نگهداری می شوند چند برابر ظرفیت و امکانات بندهاست ، اکثر زندانیان زمین خواب هستند و از حداقل امکانات اولیه محروم می باشند. در برابر هر اعتراضی که از جانب زندانیان نسبت به شرایط حاکم بر بند روی دهد معادل است با انتقال به سلولها ی انفرادی و شکنجه های جسمی آنها است تا به حال تعدادی از زندانیان در اثر این شکنجه ها جان باختند . افرادی که در شکنجۀ زندانیان نقش مستقیم دارند عبارتند از: بابائی رئیس زندان ، بنائی وعباس گرجی رئیس و معاون حفاظت و اطلاعات و حسینیان رئیس بند می باشند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، انتقال نوجوانان به بندهای خطرناک ، کاهش دادن جیره غذائی ، محروم کردن زندانیان از آب مصرفی سالم و سایر شرایط غیر انسانی علیه زندانیان را محکوم می کند،و از سازمانهای حقوق بشری خواستار رسیدگی به شرایط غیر انسانی حاکم بر زندانهای ایران است.
14 خرداد 1387 برابر با 3 جون 2008به سازمانهای زیر ارسال گردید:کمیساریای عالی حقوق بشر خانم لوئیز آربورکمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا سازمان عفو بین المللسازمان دیدبان حقوق بشر



دانشگاه تربیت معلم در محاصره نیروهای امنیتی، انتقال دو نفر از دانشجویان به بهداری
خبرنامه امیرکبیر: در حالی که تحصن دانشجویان دانشگاه تربیت معلم وارد سومین روز خود شده است، دانشجویان معترض به شدت تحت فشار مدیریت دانشگاه و نیروهای امنیتی مستقر در خارج دانشگاه قرار دارند.
دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران در اعتراض به مشکلات صنفی و کیفیت بد غذای سلف دانشجویان، از روز پنج شنبه در پردیس کرج تجمع اعتراضی برگزار کردند. اعتراضات دانشجویان در روز شنبه و یکشنبه نیز ادامه پیدا کرد و از دیروز، یکشنبه، بیش از ۵۰ نفر از دانشجویان این دانشگاه برای رسیدن به مطالبات صنفی خود دست به اعتصاب غذای نامحدود زده و در حوزه ریاست دانشگاه متحصن شده اند.
شب گذشته نیر حراست دانشگاه همراه با نیروهای بسیجی سعی در در ایجاد تنش و تفرقه در بین دانشجویان داشتند که دانشجویان به نشانه ی اعتراض، به سمت خوابگاه دختران حرکت کرده و در آنجا بیش از ۸۰۰ نفر از دانشجویان دختر و پسر با سر دادن شعار و محکوم کردن چنین حرکاتی بار دیگر حمایت خود را ار داشجویان متحصن اعلام کردند.
تجمع کنندگان از ساعت ۱۰ شب جلوی خوابگاه دختران اقدام به برگزاری تریبون آزاد کرده و با سر دادن شعارهایی و خواندن سرود “یار دبستانی من” خواستار حقوق خود شدند. دانشجویان با سر دادن شعار “حراست برو گم شو .. . . .” و “مزدور برو گم شو” به مسئولین کمیته انضباطی اعلام نمودند، در صورتی که برای حتی یکی دیگر از دانشجویان نامه ای از جانب کمیته ی انضباطی فرستاده شود، مسئولین کمیته انضباطی را به مانند مدیر فوق برنامه از اتاقش بیرون خواهند انداخت.
گزارش های رسیده از دانشگاه تربیت معلم حاکی از آن است سیستم های موبایل در پردیس کرج با اختلال مواجه شده، اینترنت دانشگاه قطع شده و نیروهای امنیتی اطراف این دانشگاه را محاصره کرده اند. به طوری که امکان ورود و خروج دانشجویان معترض فراهم نیست. به همین علت امکان برقراری هیچ گونه ارتباطی با دانشجویان متحصن فراهم نیست. دانشجویان در دومین روز اعتصاب غذا به سر می برند و تاکنون ۳ تن از دانشجویان بر اثر اعتصاب غذا راهی بهداری دانشگاه شده اند.
علیرغم این که دانشگاه تربیت معلم در ایام تعطیلات پیش از امتحانات پایان ترم به سر می برد، عصر دیروز بیش از ۵۰۰ نفر از دانشجویان در تجمع اعتراض آمیزی شرکت کردند. ۵۰ نفر از دانشجویانی که در اعتصاب غذا به سر می برند شب گذشته را در نیز در دانشگاه به سر بردند و به تصحن خود ادامه دادند.
از روز شنبه نیروهای حراست دانشگاه ضمن تماس تلفنی با خانواده دانشجویان، آن ها را تهدید کرده بودند در صورت ادامه اعتراضات در این دانشگاه، فرزندانشان بازداشت و برای آن ها پرونده سنگینی در دادگاه انقلاب تشکیل خواهد شد. بی خبری از وضعیت دانشجویان متحصن، تهدیدهای صورت گرفته، قطع شدن راه های ارتباطی و همچنین در پیش بودن ۵ روز تعطیل نگرانی ها را نسبت به وضعیت دانشجویان متحصن به شدت افزایش داده است.




داوود باقری ، از فعالین دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب که پس از موج سرکوب دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در ماههای آذر و دی سال 1386 به ترکیه گریخته بود ، توسط پلیس ترکیه بازداشت شده است و در کمپ پناهندگان در شهر ادرنه در بدترین و غیر انسانی ترین شرایط بسر میبرد. قطعا این اقدام دولت و پلیس ترکیه در بازداشت کردن این فعال سیاسی آزادیخواه و تهدید او به دیپورت کردن به ایران اقدامی کاملا خلاف مقررات بین المللی کمیساریای پناهندگان سازمان ملل متحد میباشد . ما دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب از تمامی فعالان سیاسی و انسانهای آزادیخواه و شریف در سطح جهان میخواهیم که با فشار آوردن و بازخواست از سازمان ملل و دولت ترکیه خواهان آزادی داوود باقری شوند.
زنده باد آزادی و برابری دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب
The Call for Supporting the Campaign to free Davood Bagheri, Iranian Imprisoned activist in Turkey
Active member of the Freedom and Equality Seeking Students Movement, Davood Bagheri was forced to flee Iran on winter 200…, after the recent wave of crackdowns on the group by the Islamic government's Intelligence Service agents. Mr. Bagheri arrived in Turkey with the intention to seek asylum where he was captured by the police before he was able to inform UNHCR about his condition in that country. He has been kept in Aderna’s refugee camp under horrific conditions since.
It is in our best knowledge and belief that the Turkey government and the police have acted against Amnesty International’s Refugee Commissary’s Laws and Regulations. Freedom and Equality Seeking Students urge all Human Rights activists and all who believe in social justice and the rights of people who under the threat of their country of origin seek refuge in safer parts of the world, to join this campaign and help us free him from the refugee camp detention center. Davood Bagheri has been treated harshly and brutally in this camp since he was taken into custody. He has attempted suicide in the camp where detainees take their own life as the shortest way to free themselves from the horrors and their hopeless situation in that center.

-------------------------------------------------------------------------------------------------
نامه بهزاد باقری
اینجانب داوود باقری از فعالان دانشجویان آزادیخواه وبرابری طلب که پس از دستگیری گسترده فعالان دانشجوئی چپ در آذر و دیسال 86 از جمله دستگیری برادرم در دی ماه 1386 ، همانند چند نفر دیگر از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب به ترکیه گریختمولی پس از مدتی توسط پلیس ترکیه به جرم خروج غیر قانونی دستگیر شدم و اکنون بیش از دو ماه است که در بازداشتگاهی درشهر ادرنه ترکیه در بدترین وغیر انسانی ترین شرایط بسر می برم و همچنین بارها از طرف پلیس ترکیه تهدید به دیپورت به ایرانشده ام. بدینوسیله از تمامی افراد و سازمانهای آزادیخواه تقاضا دارم که با ارسال فکس و اعمال فشار به سازمان ملل ، عفو بین المللو وزارت کشور ترکیه جهت آزادی اینجانب اقدام کنند.




اگر از كنار اتوبان صياد شيرازي عبور كرديد، كناره‌هاي آن را با دقت ببينيد، جايي كه 2 چادر رنگ و رو رفته و كهنه در دو طرف خيابان علم شده است، زير هر يك از اين چادرها خانواده‌اي 4 نفره زندگي مي‌كند، يكي 50 روز و ديگري يك‌ سال.
به گزارش فارس، كنار اتوبان صياد رو به شمال بالاتر از ميدان سبلان، در دو سوي بزرگراه دو چادر برپاست. سمت راست محمد با زن و دو بچه 50 روز است كه پس از جواب شدن از سوي صاحبخانه در چادر ساكن شده است. كمي آن طرف‌تر آن سوي خيابان محمود زير چادر كهنه سبز رنگش اطراق كرده است پسرش را به بهزيستي سپرده و با زن و دختر 11 ساله‌اش روز را به شب و شب را به صبح مي‌رساند.
محمود حميدوند 41 سال دارد اما صورت تكيده و دندان‌هاي شكسته‌اش پيرتر نشانش مي‌دهد، صدايش گرفته است، مي‌گويد: بچه همين خيابان سبلان هستم، 3 ماه است كه اينجا با خانواده‌ام زير چادر زندگي مي‌كنيم، البته بيش از يك سال است كه در به دريم و جا‌به‌جا مي‌شويم، تابستان‌ها كنار خيابان زير چادر زندگي مي‌كنيم و زمستان‌ها هر چند شب خانه يكي مي‌رويم.
محمود خودش را كارگر ساده ساختمان معرفي مي‌كند و اضافه مي‌كند: پسر 10 ساله‌ام را از زور نداري به بهزيستي سپرده‌ام، 2 سال است كه پسرم در بهزيستي است، دخترم هم تا چند وقت پيش خانه مادرزنم بود اما الآن مادرزنم هم چون مستاجر است دچار مشكل شده است و مجبورم او را هم پيش خودم اينجا به چادر بياورم.
وي ادامه مي‌دهد: از خيلي‌ها تقاضاي كمك كرده‌ام، كميته امداد رفتم، ‌گفتند اگر زنت طلاق بگيرد ماهي 25 هزار تومان به او مستمري مي‌دهيم، خيلي دويديم اما نتيجه نداد، هر چي داشتيم در اين مدت بردند، حتي شناسنامه‌هايمان را هم بردند. نرفتم كلانتري و ثبت احوال دنبال شناسنامه، پول مي‌خواهد و من ندارم.
وي مي‌گويد: در تمام 41 سال زندگي‌ام حتي100 هزار تومان هم وام نگرفته‌ام، حالا هم اگر وام بخواهيم ضامن معتبر و هزار جور سند و مدرك مي‌خواهد كه من ندارم، اين جور وام‌ها مگر براي امثال من نيست، من از كسي توقع ندارم، طلبكار كسي نيستم، خودم زمين خورده‌ام و بايد بلند شوم اما اگر به من وام بدهند، حاضرم كار كنم و پس بدهم.
محمود در ادامه مي‌گويد: مشكل من نداري است، آخرين جايي كه در خانه زندگي كردم، بهارستان بود، آن قدر هزينه زندگي بالا بود كه نتوانستم ادامه دهم، قبض برق و آب 60 هزار تومان آمده بود‌ اما من فقط يك لامپ و يك تلويزيون سياه و سفيد داشتم، يك شير آب هم بود كه چند خانواده از آن استفاده مي‌كرديم، 60 هزار تومان پول زيادي بود.
وي اضافه مي‌كند: دزدي كه نمي‌توانم بكنم، يعني مي‌توانم اما آيا درست است، اينجا هم در اين 3 ماهي كه زندگي مي‌كنم، فقط يك‌بار مأمور شهرداري آمد و اسم و مشخصات ما را نوشت و رفت، 15 روز پيش هم يك خانم از شهرداري آمد و گفت نگران نباشيد حل مي‌شود‌ اما خبري نشد.
آن طرف خيابان محمد با زن و 2 فرزندش زندگي مي‌كند، «محمد . الف»، مي‌گويد: بچه همين تهران هستم، خيابان سبلان نزديك موتور آب زندگي مي‌كرديم، 50 روز پيش صاحبخانه، خانه‌اش را خواست و تخليه كرديم بعد از آن ديگر نتوانستم خانه‌اي بگيرم، هر جا مي‌روم، مي‌گويند 2 ميليون ماهي 150 هزار تومان، من هم ندارم، الآن كه ديگر هيچي ندارم، مجبورم بيايم اينجا در چادر زندگي كنم.
او نيز خود را كارگر ساده ساختمان معرفي مي‌كند و ادامه مي‌دهد: همه اسباب زندگي‌ام را شهرداري برد، حتي كفش زنم را هم بردند، پسرم كلاس دوم راهنمايي است، دخترم هم مدرسه مي‌رود، مجبورم اينجا كنار زنم بمانم كه تنها نباشد، كار نمي‌توانم بكنم. درآمدي ندارم.
محمد مي‌گويد: هر چه تلاش كرديم ديگر شهرداري اسباب زندگي‌ام را پس نداد و الآن همه دارايي ما همين‌هايي است كه زير چادر مي‌بينيد، من هيچي ندارم، به مسئولان بگوئيد، مجبوريم، هيچ كس نمي‌خواهد با آبرويش ‌بازي‌ كند يا اين وضع زندگي ناموسش باشد‌. چرا كسي كمكمان نمي‌كند.



آژانس خبری موکریان: کریم علیمحمدی یکی از قدیمی ترین زندانیان سیاسی کردستان از سوی چند زندانی متهم به قتل و مواد مخدر در زندان سقز مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفت.
همسر کریم علیمحمدی در گفتگویی با خسرو کردپور مدیر آژانس خبری موکریان ضمن تایید این خبر اظهار داشت : کریم علیمحمدی به همراه برادرش فایق علیمحمدی ، شب هنگام در زندان سقز با شیشه نوشابه از طرف چند مجرم خطرناک مورد حمله قرارمیگیرند که دخالت دیگر زندانیان ، مانع ادامه ضرب وشتم آنها می شود.
همسر کاک کریم در ادامه افزود : کریم علیمحمدی در زندان به شدت از بیماری پوستی رنج می برد و اعزام وی به بیمارستان هم مشروط به دستور دادستان شده است.
گفتنی است کریم علی محمدی که حدود 14 سال است در زندان بسر میبرد به اتهام همکاری با حزب دمکرات کردستان ایران از سوی دستگاه قضایی به 15 سال زندان محکوم شده است.
http://www.mukriannews.blogfa.com/



نامه اي از وکيل نوجوانان محکوم به اعدامسعيد جزي و بهنود شجاعي دو نوجواني هستند که در سن 17 سالگي به اتهام قتل عمد دستگيرو محکوم به قصاص نفس شده اند که احتمال اجراي حکم آنها در روزهاي ياد شده وجود دارد. شنيده شده که داديار اجراي احکام دادسراي امور جنايي تهران آقاي حشمت الله جابري زمان اجراي حکم را مقرر نموده ولي برخلاف بند ح ماده 7 آيين نامه نحوه اجراي احکام قصاص ، رجم و اعدام و شلاق مصوب سال 1382 که مرجع قضايي مجري حکم را مکلف نموده، حداقل 48 ساعت قبل از زمان اجراي حکم مراتب را به وکيل محکوم عليه ابلاغ نمايد تاکنون زمان مقرر به اينجانب ابلاغ نشده است. بديهي است اجراي احکام اعدام در صورت عدم ابلاغ به وکيل محکوم عليه برخلاف مقررات مي باشد.
محمد مصطفايي وکيل بهنود شجاعي و سعيد جزي





از روز بيست و دوم ارديبهشت تعداد گشتهاي به اصطلاح ارشاد دوبرابر شده است . احمدرضا رادان، فرمانده انتظامي تهران بزرگ اطلاع داد . «براي استمرار طرح امنيت اجتماعي و ارتقاي امنيت زنان با افزايش يکصد واحد گشتي پليس برخورد با بدپوششي و عاملان ترويج فرقه هاي خرافي و مزاحمان خياباني تشديد مي شود .
اين در حالي است كه با شروع سال جديد با انواع و اقسام طرحها سعي بر اين شده تا هرچه بيشتر و همه جانبه تر فشار و محدوديت را عليه زنان و جوانان تحت عناوين مختلف افزايش داده تا هر چه بيشتر نيمي از عناصر فعال جامعه را زير ضرب قرار دهند و مانع از مطالبه حقوق و خواسته هاي خود شوند .

در همين رابطه , علاوه بر بازداشتها و احضاريه هاي مكرر و صدور احكام و وثيقه هاي سنگين براي فعالين جنبش زنان كه روزانه با آن مواجه هستيم , مامورين دستگاه قضايي و انتظامي يكي پس از ديگري به صحنه مي آيند و براي زنان خط و نشان مي كشند . يك روز مصطفي طباطبايي نزاد از اعضا كميسيون حقوقي و قضايي مجلس مي گويد :
در مبارزه با بدحجابي پيش قدم باشيد زيرا خطر بي حجابي و بي بند و باري اگر بيشتر از خطر اراذل و اوباش نباشد، كمتر نيست .
يك روز شركتهاي خصوصي را لانه فساد معرفي مي كنند و زنان را از كار بركنار مي كنند و حالا هم صحبت از اضافه شدن يك صد واحد گشتي پليس براي برخورد با نوع پوشش زنان به ميان مي آورند . و البته بايد توجه داشت كه همه اين طرح ها را به منظور افزايش و ارتقاي ميزان احساس امنيت زنان و بالا بردن امنيت اجتماعي بكار مي برند !!!!!
با به ميان كشيدن بحث امنيت اجتماعي براي زنان ميخواهند دست مامورين خود را براي هرگونه تعدي به زنان باز بگذارند .
همين جا بايد ابتدا از اين آقايان سوال كرد كه چه كساني مامور برقراري امنيت اجتماعي و بخصوص امنيت زنان هستند ؟ كساني كه يكبار تعدي به زنان را امري شخصي و خفيف جلوه مي دهند كه هيچ ضرر اجتماعي ندارد وبه شخص ثالثي مربوط نمي شود , تا بدين طريق مامورين خود را تبرئه كنند !! و بار ديگر آن را موضوعي مي دانند كه بايد به شدت با آن برخورد كرد چرا كه به شدت مخل امنيت جامعه هستند !!!
البته موضوع به همين جا هم ختم نمي شود و قرار است تا در يك مصاحبه مطبوعاتي, روش هاي مختلف افزايش امنيت زنان ! مورد بحث قرار گيرد يعني بايد ديد كه ديگر با چه محدوديتها و فشارهايي روبرو خواهيم شد و چطور ميخواهند با شيوه هاي مختلف ما را از صحنه حذف كنند .
ولي جنبش زنان هيچ گاه در برابر اين واپس گرايي سكوت نخواهد كرد و همچنان در صحنه هاي مختلف با پرداخت هزينه براي تغيير قوانين تبعيض آميز ايستادگي خواهد كرد .

انجمن زنان آواي روز
ارديبهشت87
http://avayerooz.blogfa.com/